اول یه سلام گرم به دوستای عزیز و گلم

این اولین پست من تو این بلاگه

راستش قبللا تو 360 عضو بودم به همین نام و دوستای زیادی هم داشتم که خیلی خیلی خیلی دوستشون داشتم.

اما خوب، از بد یا خوب روزگار سایت یاهو ویلاگش رو بست و من رو از بعضی از دوستای گلم که فقط تو 360 باهاشون ارتباط داشتم جدا کرد

در هر حال ............

از بحث اصلی خارج نشیم

می خواستم تعریف که چی شد که من شدم خانوم کوچیک

راستش از وقتی یادم میاد ..... به اسما و القاب زیادی صدام می کردن و این به خاطر جثه ی کوچیک و رفتارای شیطنت امیز کوچولوم بود

مثلا همیشه از دیوار راست و در و تخته و کوه و کمر پا به پای پسرا (آهای فکر بد نکن داداشم اینا ) بالا می رفتم و بلکه زبل تر از اون ها هم بودم

وای از زیر آواز زدنم نگو که اگه ولم  کنن تو محل کارم هم می زنم زیر آواز

و همه ی اینا باعث می شد که اولین لقب یعنی فسقلی رو بگیرم

بابام همیشه بهم می گفت فسقلی، جزقلی و ..............

رفتم مدرسه از همه کوچیک تر بود قدم..... و البته خیلی هم مهربون بودم .... یه سری بهم می گفتن دختر مهربون یه سری می گفتم ممَل

خلاصه اینکه دانشگاه که می رفتم هر وقت به دلیل الودگی هوا و برف و بوران مدارس راهنمایی و دبستان مناطقه شونصدگانه ی تهران رو تعطیل می کردن ..... هر کی سر صبح بهم می رسید می گفت خانوم کوچولو مدرسه ها تعطیله دریغ از اینکه بنده زاده ترم 3 دانشگاه بودم

می رفتم مدادرنگیه 120 رنگه ی پلی کوروم بخرم خانومه می گفت ببخشید این مداد رنگیا واسه افراد حرفه ایه به درد بچه مدرسه ایا نمی خوره دریغ از اینکه واسه پروژه ی پایان تحصیلات دانشگاهم مداد رنگی می خوام

سرتونو چی درد بیارم که خدا خواست و رفتم سر کار

تو محل کارم هم دانش اموز پسر داشتیم هم دانش اموز دختر

بگذریم از اینکه خیلی وقتا منو با کارورز یا مثلا یه دانش آموز دیگه اشتباه می گرفتن

سر کلاس که برای اولین بار می رفتم تا بیام ثابت کنم که دبیر هستم یک ربع از کلاس می گذشت

و بعدش هم خدا از سر تقصیر هممون بگزره از دست این پسر بچه های شیطون آسی می شدم

نمی دونم از کجا شماره موبایل منو گیر می اوردن و زنگ پشت زنگ اس ام اس پشت اس ام اس که منو دوست دارنو می خوان باهام دوست بشن

وااااااااااااااااااای چقدر حرف زدم

بگذریم از این خاطره که هر چی تعریف کنم باز یکی دیگه یادم میاد

خلاصه اینکه: یه روز هدفون گذاشته بودم تو گوشم و داشتم آهنگ گوش می دادم اونم با صدای بلند و اونم آهنگ راک، از جلوی نگهبانیه ادارمون که یکم دور شدم دیدم یه سر و صدایی میاد.... برگشتم و پشت سرم رو نگان کردم دیدم نگهبان اداره و به اتفاقش کارگرای ساختمون نیمه کاره ی روبروی اداره دارن فریاد می زنن "خانوم کوچیک ..... خانوم کوچیک" وقتی برگشتم دیدم نگهبان اداره می خواد بهم روزنامه بده و این شد که من شدم خانوم کوچیک

قربون همتون

امضا:خانوم کوچیک با یه دنیا آرزوی شادی واسه همتون