امشب آرام باش

 

تنها در میان توده ای از خوشبختی که انتظارت را می کشند.

بخند آن قدر که غرق تماشا شوی.

گریه از بهر چه؟

چشمان تو نیاز باران نیستند.

بدان که بهترینی و تو را خوش موسمی است.

دلت را به آغوش پرمهر پروردگارت بسپار و بدان که تو را بخشیده است و او ارحم الراحمین است................

.................................................

مهربانا!

گویند آنچه نوشتی و آنچه بر زبان نراندی، دست خواهی یافت به لطف و کرمت.

و آنچه بدان اندیشی از آن توست.

لطیفا!

کودکی نوپا قدم برداشته. پایش از گناه لغزان، ترس از افتادن در دلش، پله ها بسیار.

تو بخشنده ای، لغزش از پایم برگیر و توان بالا رفتن از پله ای سخت بر دوش تو.

که گویند حرکت از من و برکت از تو.

خدایا!

شوق پرواز دارم.

پیله ای سخت بر دورم تنیده. یاریم ده تا خلاصی یابم به مجد و کرمت.

بال هایم سست، توان پروازم ده. که تو بر همه چیز توانایی.

نوشته خانوم کوچیک

پنجشنبه 13/12/88

(خدایا کمکم کن که تو این امتحان قبول بشم، آرزومه، فقط امیدم به تو خدای بزرگه)